بعد از ما کسانی سوژه های تکراری ما را تکرار
میکنند بدون اینکه حس کنند تکراری است
بعد از ما شاید مردم شانه هایشان سبکتر باشد
شاید روی شانه هایشان مژه سبز شود
و باد که بوزد پلک های شانه هایشا
برچسب:
نویسنده: پندار نصیری
دست هاش از دو طرف مبل آویزان بود
سرش را تکه داده بود به عقب و سقف را نگاه میکرد
مثل کسی که آخرین مرحله یک بازی را تمام کرده باشد
لحطه ای فارغ از اینکه برده یا باخته
نفس عمیقی کشید و گفت:
خوب دیگر دوستم ندارد
برچسب:
نویسنده: پندار نصیری
انگشتهای من قطار
من قطار گم شده بی ایستگاه
که با انرژی خورشیدی کار میکند
با چشم های تو
بدن تو میدان اصلی شهر خالی از گُل
لبان من شهرداری،لبان من باغبان شهرداری
چقدر بی معنی شده ام تنها
برچسب:
نویسنده: پندار نصیری
برچسب:
نویسنده: پندار نصیری